نی نی بزرگ
...یه نی نی که زود بزرگ شده...
به حضورش در لحظه لحظه های زندگیم.... چقدر دور و چقدر نزدیکم...به چی؟...به مرگ.... امام علی می فرماید:آدمی در همان حال که از مرگ می گریزد آن را ملاقات می کند،زندگي ميدان از دست دادن جان و فرار از مرگ عين نزديك شدن به آن است. نمي دونم...من كه به مرگ خيلي علاقه دارم...واسه رسيدن بهش هم كم تلاش نكردم ولي هنوزم نفس مي كشم.... اين روزها احساس بدي دارم....نمي دونم چرا ولي انگار از خودم خسته شدم....انگار همه چي تكراريه...تازه امسال عيد هم نداريم...آخه يكي از اقوام نزديك يعني شوهر خاله ام فوت كرده (يه هفته رفتيم مشهد)خدا بيامرزش....خلاصه كه اين روزها همش حال گيري پشت حال گيري.... راستي براش يه فاتحه بخونين...آدم خوبي بود يعني ما كه ازش بدي نديديم... سال نو جاش خيلي خاليه.... امسال عيد حتما" ميرم شهرمون....يعني مشهد جووووووووون.... جاتون خيلي خاليه...حرم امام رضا....طرقبه..شانديز....كوهسنگي....سجاد و احمد آباد....شايد كوهستان پارك....وااااااااااااااي......جاتون سبز.... جاي خيلي ها كنارم خالي!!! سلام بچه ها.... می دونین امروز چه روزیه؟ ۱۷/۱۲/۸۷یعنی روز تولدم...۱۸ سال تمام گذشت....ساعت ۶:۳۰ صبح ۱۷/۱۲/۶۹ نی نی به دنیا اومد...هرسال از اول اسفند به مامان اینا یادآوری می کردم ولی امسال خودمم یادم رفت...حالا منتظرم ببینم یادشون هست یا نه!!! حوصله جشن و کیک و این چیزا رو ندارم....اومدم فقط بگم تولدم مبارک...همین!
| Design By : Night Skin |


